New Wishes

مغمولی بودن !!

یه وقتایی دل ادم می شه قلمبه و گرفته ! از اسمون ها میای محکم می خوری زمین .. حس می کنی همه چیز دنیا برات هیچ و پوچ شده .. اصلا هم شاید دلیل خاصی نداشته باشه ... شایدم داشته باشه و دلت نمی خواد حتی خودت دلیلش رو بدونی . به عبارتی به خودت دروغ می گی .. گاهی هم از دست خودت عصبانی می شی .. به کارهایی که می تونستی انجام بدی و ندادی فکر می کنی .. به کارهایی که باید انجام بدی و نمی دی .. به توانایی هایی که داری و بهشون شک کردی .. به اعتماد به نفسی که داری و یه جا وسط یکی از زمین خوردن ها از دستت ول شده و گمش کردی .. همه زمین می خورن مگه نه ؟! اما نمی خوای این واقعیت رو بپذیری .. داشتم فکر می کردم همش  به بچه ام نگم تو خیلی باهوشی . تو خیلی موفقی ..  اینقدر این رو به من گفتن از وقتی یادم میاد که حالا یه زمین خوردن معمولی و شایدم یه تلو تلو خوردن اعتمادم رو از خودم می گیره .. کی گفته باید همیشه بهترین باشم .. نمی شه تحمل کنم که یه مدت معمولی باشم ؟!!! یه عمر دوویدم که معمولی نباشم ... ولی حس می کنم هستم .. خیلی معمولی ... 

داره خفه ام می کنه حس معمولی بودن .. اینه حقیقتی که چند وقته ازارم می ده !!!

   + سپیده ; ٤:٤٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()