New Wishes

پس گردنی لازم شدم !!

من همیشه فکر می کنم برای همه کاری دیره !! این بدترین و مزخرفترین احساس دنیاست !! وقتی همون 22 یا 23 سالم بود فکر می کردم دیگه دیره و حالا هم که دارم با همه 20 سالگی هام وداع می کنم فکر می کنم خیلی دیره .. فکر می کنم ذهنم پیر و کند شده و این احساس واقعا کشنده است .. امروز سرکار فهمیدم سن بازنشستگی نیوزلند 65 سالگی هست یعنی بیشتر از اونچه من تا حالا زندگی کردم .. حتی اگر 5 سال هم از این ور و اونورش بزنیم من هنوز 30 سال وقت دارم زندگی کنم .. تصمیم های جدید بگیریم .. کار جدید شروع کنم و کالا زندگی کنم ... می دونی من از اونهام که باید کتک بخورم تا از هوش و استعدادم استفاده کنم .. یادمه وقتی بچه بودم و در عوالم خودم داشتم بازی می کردم در یک تابستان گرم خواهرم اومد زد پس کلم و گفت ولگردی بسه دیگه و همون جا برد منو کلاس زبان اسم نوشت .. انگار توی یه لحظه با دنیای کودکی خداحافظی کردم و شروع کردم مثل ادم زندگی کردن و چیز میز یاد گرفتن .. اون موقع با یه پس گردنی افتادم توی روال پر جنب و جوش زندگی .. دقیقه ای استراحت نمی کردم .. اونقدر کلاس می رفتم و کارهای عجیب غریب که اصلا نفهمیدم چه جوری بزرگ شدم .. اما خداییش خوب بود .. حس یه کاری کردن خیلی حس خوبیه .. اما این دوران دیری نپایید ..  نمی دونم چی شد بعد یهو انگار دوباره یه دستی منو کشید بیرون .. شدم همون کودک عاطل و باطل که نشسته بود داشت خاک و خل بازی می کرد. ... اسباب بازی هام عوض شده ها اما همون عاطل و باطلی شدم که بودم ...  همون طوری مسخره و علاف زندگی ام که بگذره تموم شه بره .. اونقدر که برام مردن و زندگی بودن گاهی علی السویه است .. هدف دارم ها اما هدف های تکراری و مسخره که همه بقیه ادم ها هم دارند .. خونه و بچه و ماشین و ... اما قبلا ها که زندگیم بیشتر به کام بود هدف هام عجیب بود .. متفاوت بود .. بلند پروازی بود .. رسیدن بهش دوویدن می خواست .. حالا فعلا احساس مزخرف دیگه دیره پیچیده به پر و پام و ولم هم نمی کنه .. شایدم این فقط یه بهانه است برای تنبلی های روزمره ..  حالا همش دعا می کنم کاش دوباره خواهرم بود یه پس گردنی محکم تر بهم می زد و از این خاک و خول می کشیدم بیرون و یه هدف تازه می داد دستم .. حالا توی این سن احتیاج دارم یکی بیاد بزن پس کلم و دوباره پرتم کنه توی زندگی .. خدایااااااااا بزن که دستت طلاست ..

 

   + سپیده ; ٥:٠۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()