New Wishes

 

یه وقتایی یه حسی داری مثل اینکه باید حتما توی این دنیا یه تغییری ایجاد کنی .. نه از این تغییر معمولی ها .. همچین اساسی ..  بی خبر از اینکه داری دنبال یه تغییر توی خودت می گردی ... نمی دونم اونقدر این روزها فکر تو کله امه که دارم کم کم به بحران سی سالگی اعتقاد پیدا می کنم .. اما می دونی .. نا  (این از همون نه انگلیسی هاست.. یعنی no ء ِ no)  من همیشه تو زندگیم همین بودم .. ناراضی .. دنبال تغییر .. آرمان گرا (اگر دقیقا بدونم یعنی چی) .. و و و ...

من به خاطر آرزوهام گریه می کنم ... و حالا باز دورنم پر از گریه است ..

   + سپیده ; ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()