New Wishes

این هم جواب

(مخاطب ام تویی ، آره .. خود خودت)

سلام !!!

خوبی !

بابا چرا فحش می دی !

راستش این روزها خیلی احساس خاصی به اینترنت ندارم  .. میام . سر می زنم اما در حد اینکه ببینم فقط ایمیل خاصی دارم یا نه!

تقریبا اکثر ایمیل هام هم نخونده است .. کسی هم که ایمیل نمی زنه خبری از ایران بده یا عکسی چیزی بفرسته یا 4 خط بنویسه ادم دلش وا شه یا حتی جواب ایمیل ام رو بده .. منم دیگه ایمیل نمی نویسم .. دیگه عکس نمی فرستم .. اگه بشه یه وقتی اونم فقط واسه دل خودم بلاگم رو اپ دیت می کنم ....

در کل که بخوام بگم خیلی اینترنت رو دوست ندارم این روزها !! حالا خوب می شم ایشالا ...

تو چی کارا می کنی !! درس و مشق و دانشگاه و زندگی خوبه ؟؟ دیگه هرکسی هر جای دنیا هست سرگرم زندگی خودشه !! حالا تا دوباره دل ها تنگ بشه وقت هست.. انگار اینبار دیگه کسی خیلی منتظر نیست .. چون شاید همه می دونن فعلا ها موندنی هستیم ... چی بگم ... اینجا زندگی ارومه .. می ریم میایم .. تازگی ها خونه رو بیشتر دوست دارم .. یه چند تا رومیزی انداختم .. چند تا شمع گنده خوشگل خریدیم .. بافتنی می بافم .. کتاب می خونم .. می خوام بیشتر ادم ها رو دعوت کنم خونه امون .. راستی کلاس یوگا می رم ... کلی ظرف و ظروف جدید رو که اوردیم باز کردم و باهاشون حال می کنم .. هوا سرد شده .. لباس گرم می پوشیم و کلی دوست دارم ... خلاصه همه چی ارومه .. من هم بعد از مدت ها غر زدن و پر پر زدن فعلا اروم نشستم و منتظرم .. البته نمی دونم منتظر چی ولی منتظرم .. خلاصه کلا یه موج مثبتی در روان ام جریان دار ه .. شایدم تاثیرات یوگا باشه که داره ناخوداگاه باهام ارتباط برقرار می کنه ... البته تازگی ها یه کم سرگیجه دارم .. نمی دونم چرا ولی حالا فردا می رم دکتر ببینم چی می شه ..

ایندفعه که اومدیم بیشتر انگار جوش خوردیم با زندگی اینجا ...

بارون میاد بارون میاد تا دلت بخواد .. دوست دارم هوا رو کلا این روزها ...

چقدر وقتی داشتم این نامه رو برات می نوشتم هوس کردم برم کنار اب .. یه لباس گرم بپوشم .. کنار ساحل نزدیک ها غروب کنار یه اتیش گرم و کوچیک بشینم .. به صدای دریا گوش بدم .. به موج های بنفش نگاه کنم .. به غروب سرخ .. به اتیش طلایی ...

سلام برسون

مرسی یادم بودی ...

بیا پیش ما .. می دونم یه روز میای ... مطمئنم ...

   + سپیده ; ۳:٠۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()