New Wishes

 

خیلی حال خودم سرجاش نبود اما بازم روم خیلی تاثیر گذاشت. هنوز زرق برقی های اون شب که توی کلاب ریخته اند روی سر و رومون توی خونه اینور و اونور به چشم می خوره و انگاری هی تلنگر می زنه که باید بنویسی احساست رو، حتما برای دیگران هم تجربه جالبی هستش ...

چشماشون خیلی معصوم بود و از خیلی دخترها و شاید از همه دختر هایی که تا حالا دیدم بیشتر ناز داشتن و حتی خوش قیافه تر هم بودن ... حس جالبی بود .. قبل از اینکه بریم فکر می کردم حتما ازشون خوشم نمیاد و چندشم می شه اما حالا فکر می کنم ساده ترین و صادق ترین ادم های عمرم رو دیدم...

نمی دونم خودشون انتخاب کردن اینو و یا واقعیتیه که وجود داره و باورش سخته اما هرچی بود اونها اونجا بودن و واقعیت داشتن .. دنیای کوچیکی بود، شاید بیشتر شبیه یه فیلم کوتاه، اما هرچی بود خیلی واقعی بود ...

یه عالمه نورهای براق و ریز دور و برت می رقصیدن و خماری سرشونهام و ستون فقرات سبکترین حس دنیا رو بهم داده بود. صدای موزیک خیلی بلند بود و محال بود بتونی با ریتمش حرکت نکنی ... ادم ها شاد بودن، سبک بودن،‌راحت بودن ... و عجیب بودن ... با یه ذره طرفند و لباس های متفاوت دیگه نمی تونستی تشخیص بدی دختر هستند یا پسر ...  

بعضی هاشون خیلی توی دنیای متفاوت خودشون واقعی گم شده بودن،‌عادی لباس پوشیده بودن و جنسیتی رو که هستن با احساس یا جنسیتی که دوست دارن داشته باشن خیلی راحت پذیرفته بودن و تلفیق کرده بودن. نگاه هاشون برق می زد و عاشق بودن... براشون خوشحال بودم... حتی دلم می خواست باهاشون دوست بشم..

بعضی هاشون متفاوت گم شده بودن. نگاه هاشون خالی بود و انگار هنوز نپذیرفته بود اونچه دور و برشون می گذره و انگار فقط سعی می کردن اونچه رو می بینن تقلید کنن. دلم براشون می سوخت. ... انگار ناخواسته و خواسته اونجا بودن ولی نامطمئن ...

بعضی هاشون به صورت اغراق امیزی تغییر جنسیت داده بودن. ارایش های خیلی غلیظ،‌لباس های جلب توجه کننده و حتی اندام های مصنوعی ... و با اینکه مطمئن بودی مرد هستند اونقدر عالی توی گریم زن عالی نقش بازی می کردن و یا شاید زندگی می کردن که بارها و بارها از خودم و اطرافیان پرسیدم، مطمئنی اینها مردند .. اما بودند.

....................

راستش یه کمی هم ترسیدم شاید چون نمی دونی رفتار درست در مقابل این جور ادم ها چیه،‌ حتی نمی دونی نگاهی که می کنی بهشون و یا نگاهی که بهت می کنن چه معنی داره ...

این یه قسمتی از تجربه بود که خیلی به فکر می بردت،‌شاید من هنوز بعد از چندین روز نتونستم از فکرشون در بیام اما سوال متفاوتی هم برام پیش اومد ...

وقتی به این مردها نگاه می کنی که خیلی عادی هستند با کشش های جنسی متفاوت، انگار تازه متوجه تفاوت های زن ها و مردها می شی .. یعنی واقعا ما ها اینقدر فرق داریم ... از پلک زدن،‌حرکت دستامون،‌راه رفتن،‌خندیدن، خوردن،‌لبخند زدن و .... نمی دونم .. یه چند روزیه گیجم خلاصه حسابی ...

در ضمن این رو هم بگم که برای تشخیص اشون احتیاج نیست حتما با مرد دیگه ببینیشون و یا حتما عجیب غریب باشن،‌ یه چیزی درشون هست،‌یه چیزی توی نگاهشون که جواب همه سوال هات رو می ده ...

   + سپیده ; ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()