New Wishes

 

تازه دارم می فهمم زندگی یعنی چی .. نه اینکه چیزی تغییر کرده باشه و یا پول گنده برده باشیم یا یهو خوشبخت شده باشم .. نه .. زندگی همون زندگیه و روال عادیه خودش رو داره طی می کنه .. همون روزمرگی .. اما من تازه دارم خودم رو می شناسم .. حس می کنم تازه به سنی رسیدم که چیزهایی رو که انتخاب می کنم حسی خوبی نسبت بهشون دارم .. تازه فهمیدم زندگی یعنی چی .. تازه فهمیدم نباید از هیچ چیزی ترسید . تازه می فهمم خیلی چیزها رو که در گذشته در موردشون اشتباه کردم .. عقایدم عوض شدند .. فهمیدم که خیلی چیزها که برام قبلا بی اعتنا بودند حالا برام مهم شدند و حسرت روزهایی رو می خورم که این رو نمی دونستم .. شاید معتقد باشم هنوز که زندگیم رو حروم نکردم اما شدیدا به این نتیجه رسیدم که خوب زندگی نکردم . به خودم خوب نرسیدم . کم خودخواه بودم . بیشتر از اونچه مراقب خودم باشم نگران دیگران بودم و نگران اینکه نکنه دیگران رو برنجونم .. حالا شدیدا حس می کنم خیلی هم وقت ندارم این حس رو نگه دارم .. فقط چند ماه شاید .. نمی دونم .. می خوام این چند ماه و فقط این چند ماه مال خودم باشه .خودم باشم .. حس می کنم تازه به کار،‌قیافه و حتی وزن دلخواهم رسیدم .. تازه فهمیدم چه جوری باید مواظب خودم باشم .. تازه جمله "به جهنم " و "به من چه" و "بی خیال" و خیلی جملات شبیه رو یاد گرفتم .. تازه یاد گرفتم باید بی خیال دیگرانی بشم که ارزش فکر کردن ندارند و از زندگیم پرتشون کنم بیرون .. برای اولین بار بعضی رو از لیست دوستام برای همیشه پاک کردم و برای اولین بار حس سبکی کردم و اصلا با خودم نگفتم "اگه ناراحت شه چی" .. دوست دارم این خودخواهی جدید رو  ... دوست دارم سن جدیدم رو ... سن فهمیدن ..

   + سپیده ; ٥:٠۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()