مرسی دشمن عزیز ..

آدم ها عوض می شن، هر ضربه،‌ هر اشتباه، هر قدم غلط و یا حتی هر حرف نسنجیده یه تجربه جدیده .. هر بار که رفتار اشتباهی کنی و عکس العملش رو در دیگران ببینی درسی می شه واسه همه باقی مونده از عمرت که اشتباهت رو تکرار نکنی .. البته اگر عاقل باشی .. کنار همه این بزرگ شدن ها و درد کشیدن ها عوض می شی .. شاید متوجه اش نباشی اما اگر یه روز بشینی دستت رو بزنی زیر چونه ات و همین طوری که غرق در پیدا کردن راه حل جدیدی برای اشتباه تازه ات هستی به گذشته ات فکر کنی می بینی چقدر بزرگ شدی ،‌چقدر قد کشیدی .. از اون ادمی که 10 -12 سال پیش بزرگترین ترس اش اعتماد به نفس کمش بود و حتی از پرسیدن سوال می ترسید چقدر دوری .. از اون ادمی که به کوچکترین تلنگری می تونست ساعت ها گریه کنه و بترسه چقدر پوست کلفت تر شدی .. از اون ادمی که رفتن و اومدن ادم ها تو زندگیش بزرگترین نقطه ضعفش بود چقدر بی خیال تر و سبک تر شدی ..

شاید یه روز رفتم از همه ادم هایی که تو زندگیم اذیتم کردند،‌ بهم پشت کردند،‌زیر پام رو خالی کردند، ترسوندنم، بهم دورغ گفتن و یا حتی الکی دلم رو به چیزهای بی خود خوش کردند و شاید حتی وقتم رو تلف کردن تشکر کنم .. چون بهم یاد دادن چه جوری زندگی کنم .. چه جوری در لحظه درست تصمیم بگیرم .. چطور صبور تر باشم  ..

اومده بودم بنویسم اون ادمی که اسم بارداری می اومد می ترسید و همیشه تو نوجوانی فکر می کرد هیچ وقت حتی بهش فکرم نمی کنه، امروز بی صبرانه منتظره ببینه چقدر تحمل درد داره !! نمی دونم چی شد به حرفهای بالا رسیدم :)‌

راستی راجع به تیتر .. یه دوستی داشتم در دوران پیش دانشگاهی که هم دوست بودیم هم شدیدا رقیب سرسخت .. البته همیشه باهم خیلی خوب بودیم اما کلا دو تا ادم مختلف بودیم با نظرات مختلف .. وقتی اخر سال موقع خداحافظی برای هم دفتر یادگاری می نوشتیم برای هرکدوم از دوستام لقبی گذاشته بودم مثل هم نیمکتی عزیز ، هم شیطونی عزیز و غیره .. اسم این دوستم رو هم گذاشته بودم دشمن عزیز .. و البته دشمن عزیز اسم منو گذاشته بود شیر گرسنه :)))‌ که خودش داستانش جداست ..

/ 2 نظر / 32 بازدید
مرجان

بچه خیلی شیرینه خیلی ایشالله هر چه سریع تر بیاد تو بغلت. ایشالله خدا به هر کسی که بچه دوست داره این نعمتو ارزانی کنه منم مثل شما حتی به بچه فکر نمی کردم ولی خوب تو 30 سالگی بالاخره با خودم کنار اومدم. فقط واسه یه دونه ها!!!!!!!!!!!! همین قد شیرنی بسه. زیادیشم دیگه دلو می زنه.[نیشخند]

پرستو

چقدر هم این لامصب بزرگ شدن و قد کشیدن و پوست کلفت کردن درد داره. چقدر خوشبختی که رسیدی به یک جایی که دیگه اذیت نمی شی. من هنوز به نوع بشر امید دارم و هنوز هر روز پوستم ترک می خوره. از اومدن اون شیرین قلمبه خوشگل که دیگه نگم که چقدر منتظرشیم.