ترس هایم !

ترس هایم !

همیشه در زندگی ترس هایی وجود دارند ! شایدم نه لزوما ترس اما عدم اعتماد به نفس  .. اینکه چقدر برای چیزی اماده هستی ! کی اماده هستی ! 

به نظرم ترسیدن خوب است . در دوره ترس ادم خودش رو سبک سنگین می کند .. درست مثل لحظه پریدن .. تصور کنید روی سکوی شیرجه ای رو به آبی زیبا و ملایم و بی کران ایستاده اید و می خواهید بپرید .. فکر می کنید . می ترسید .. جای پایتان را محکم می کنید ولی بلاخره اگر تصمیم به پریدن داشته باشید می پرید .. و می دانید روبرویتان روشن است .. زیباست .. 

الان درست لب سکو ایستاده ام با این تفاوت که نمی دانم چقدر تا لحظه پریدن فاصله دارم .. 

یادم میاید وقتی برای اولین بار رانندگی یاد گرفتم، برای مدت ها از رانندگی تنها می ترسیدم .. راه حل چه بود ! چقدر ترس ! چقدر بی اعتماد به نفسی .. تا به راه حلی رسیدم .. برای خودم هدف گذاشتم .. تصمیم گرفتم وقتی 20 روز هر روز مسیری رو بیشتر از نیم ساعت رانندگی کردم دفعه 21 دیگه تنها بشینم .. اینگار حالا برنامه داشتم .. 20 روز تعیین کننده و ملاک امادگی بود برای پریدن .. و قرار بر این بود با همه ترس هام روز 21 ام اتفاق بیفته و شد .. پریدم .. 

شاید لحظه پریدن همه چیز مهیا نباشد اما گاهی باید پرید .. اگر هشتاد درصد امادگی وجود داشته باشد باید پرید و بقیه کارها را در مسیر روبراه کرد ..

حالا امروز من ایستاده روی سکو و البته هنوز چند قدم عقب تر از لبه پرش هستم .. دارم برنامه ریزی می کنم برای یک پرش .. یک پرش متفاوت .. وقت زیادی برای تلف کردن ندارم .. هدف پریدن هست .. و من خواهم پرید ...

برم برنامه امادگی پرشم را بنویسم .. 

برایم دعا کنید .. 

/ 2 نظر / 58 بازدید
مرادی

سلام خالا یه رفتن به خارحتر که دیگه اینهمه چیز نداره با- ولکام تو کانادا -پاشید برید دیگه - امضا ناشناس

مرجان

دوست داشتم بدونم برنامت چیه. به هر حال برات آرزوی موفقیت دارم دوستم.