آغاز

می خواستم داستان زایمان ام رو براتون بنویسم .. مسیری که من طی کردم شاید خیلی تکراری باشه اما در کنار تکراری بودنش برای هر مادر یکتاترین و غیر تکراری ترین داستان و تجربه است. اما قبل از پست جزئیات می خواستم بگم:

درد زایمان کوچکترین و جزئی ترین بخش از شروع داستان زندگی یه موجود جدیده توی این دنیای بزرگ و کوچکترین و جزئی ترین بخش از تغییریه که زندگی انسان دیگه ای که حالا مادر شده می چشه.

به نظرم باید به چای واژه تولد واژه آغاز رو انتخاب می کردن چون واقعا شروع و آغاز دنیاییه که بسیار ناگفتنی و نا نوشتنیه .. هم سخته هم شیرین .. هم درد داره هم لبخند .. جاییکه اشک شوق با اشک سختی با هم از چشمان مادر میاید .. مرحله ای که در اوج نا امیدی، در اوج خستگی و در اوج ناتوانی، فریادی درونت قدرتمندت می سازه و دستت رو می گیره و تو گوشت می گه تو می تونی تو می تونی .. قصه مادر شدن قصه تلخ و شیرینیه که طاقت زیادی می خواد اما ارزشش رو داره ... داستانی که پایانی براش نیست و شروع اش ترکیب پیچیده ایه از درد و لذته .. 

/ 7 نظر / 18 بازدید
تام

انشالا که همیشه در کنار هم شاد و خوش سلامت باشین! عروسیش ما رو یادتون نره دعوت کنین ها!

مرجان

کجایی مادر؟ نی نی خوبه؟ خودت خوبی؟ دلمون گرفت از بس نبودی!

جواد (اوستای قدیم به عبارتی سابق)

سلام. تبریییییییییییییییییییییییییییییییییک مامان سپیده آرزوی سلامتی برای شما و فرزند گل ات دارم. راستی اسمش چی گذاشتید؟ گاندلف یا فرودو!!!! [نیشخند]

سارا .

سلام! دو سه روزی میشه اینجا رو پیدا کردم و خاموش میخونم. اومدم روشن شم :) و تبریک میگم تولد فرزندتون رو [گل][پلک]

آقای نویسنده

موضوع پیچیده تر از تجربه دردو لذته وقتی به این فکر میکنیم که موجودی در وجودمان همواره در حال رشد و تکامل ست ... موجودی که قرار است انسان شود ... انسانی که قرار است آینده ایی را رغم بزند

مهناز

سپیده جان خوبی میدونم که بهترین روزهاروداری درکنارعزیزت تجربه میکنی امیدوارم این روزاحالاهاتموم نشه ومرخصیت طولانی باشه.

سارا

تولد کودک عزیزت تبریک میگم