خوردنی های چندش ولی خوشمزه ...

همیشه از اینکه در این مملت خارجه برم و از مغازه های چینی و اینها و یا حتی از مغازه های عربی خوارکی های غیر معمول بخرم خجالت می کشیدم. چیزهایی مثل دل و جیگر مرغ و یا کله پاچه و مغز و  خلاصه اینها .. و وقتی یکی دوبار توی خونه درست کردیم سعی می کردم همیشه در و پنجره باز بشه و هواکش بزنم که بوش اصلا توی ساختمون نمونه ..  اما پریشب که خونه یکی از دوستان کیوی مائوری مون بودیم کلا به خودمون بسیار امیدوار شدیم .. نمی دونم اصلا چی شد که حرف به خوردن این جور چیزها رسید اما فقط می تونم بگم اینها همه چی گوسفند و ماهی رو می خورن  .. لابد مثل چینی مینی ها که همه چی می خورند اینها هم چون دام و ماهی زیاد دارند اینطوریند .. به علاوه همه اونهایی که ما می خوریم, اینجایی ها روده گوسفند و گاو و خوک اینها رو می خورن .. چشم های ماهی رو هف می کشند .. می دونم  خیلی چندشه اما دیگه می کشند دیگه .. مغز ماهی که عادیه و الی اخر .. همین بحث رو چند وقت پیش با دوستان کلمبیایی مون هم داشتیم .. یکیشون تقریبا همه اینها رو خیلی دوست داشت و امتحان کرده بود اما دیگری براش حتی زبون گوسفند هم چندش بود ..

خلاصه اینکه در این مملکت غربت خودتون باشید  ..  حتی در انتخاب خوردنی ها ..

/ 3 نظر / 6 بازدید
باران

چشم ماهی؟؟؟؟من دیروز ماهی تمیز کردم کلان سرشو انداختم دور !!!!!!! [نیشخند]

AbRoo

کله ماهی را شنیده بودم که میخورن اما چشمش دیگه نوبره به خدا...

تو

من که هنوز به غربت عادت نکردم [ناراحت]