خنجر و صداقت و شیر خنک و قند

ادم ها راه های زیادی دارند برای نشان دادن ناراحتی اشان از تو .. یعنی از همدیگر ..

بعضی ها وقتی از تو ناراحت می شوند اول شروع می کنند با راه های غیر مستقیم این را حالیت کنند .. مثلا کم کم دیگر برای پیام های فیس بوکی ات جواب نمی دهند یا حتی گاهی ادب را رعایت می کنند جواب می دهند اما لایک نمی کنند و یا شروع کننده هیچ مکالمه ای نخواهند بود .. یا حتی خیلی سرد و خشک جواب مسج ها و پیغام های نوشتاری ات را می دهند (واقعا ما قبل از فیس بوک چی کار می کردیم) .. خلاصه سعی می کنند بهت حالی کنند که ببین یه کاری کردی خلاصه

بعضی ها کاملا برعکس اند . ظاهر قضیه رو خوب و ناز و مهربون نگه می دارند .. جواب پیغام پسغام هایت را می دهند حتی میایند روی در و دیوارت چیز میز می گذارند اما همین که باهاشون روبرو می شوی یه جوری چشم در چشمت نمی شوند .. خیلی محلت نمی گذارند .. سعی می کنند نشان دهند چقدر سرد و بی تفاوت هستند و خوب هرچقدر هم خودت را تکه پاره کنی که چت شده جواب اشان است، "نه، هیچی، من خوبم" و خلاصه خود این جواب فحش آب نکشیده است که گویا نا مستقیم نثارت می شود

بعضی دیگر بهترند .. یعنی من این نوع اشان را ترجیح می دهم .. مسایل را قاطی پاطی نمی کنند .. مثل یک دوستی که من دارم .. مثلا می گویم بیا بریم کافی بخوریم لبخند می زند و میاید و وقتی می بیندت بهت می گوید راستی فلان حرف را زدی خوشم نیومد و همان جا رفع سو تفاهم می کنی و خوش و خندان تمام می شود می رود پی کارش ..خیلی خوب و مردانه در واقع به نظرم رفتار می کند ..

بعضی دیگر حرف اشان را قورت می دهند .. خوب ناراحتی اشان را نگه دارند و هی لبخند های دوزاری تحویل ات می دهند و خیلی تلاش مزبوحانه ای می کنند که نرمال رفتار کنند اما همینکه پشتت را می کنی آنچنان ضربه می زنند که اصلا نمی فهمی چی شد و کی شد و چرا شد .. یعنی اگر هم بفهمی می بینی آنقدر خرده ریزهای بی مزه ای جمع شده اند برایش روی هم که وقتی ظرفیت ظرف خرده ریزه ایش پر شده یهو جبران کرده و مثل شیر زخمی حمله ور شده ..

بعضی هم هستند صبر می کنند .. خوب فکر می کنند .. برنامه ریزی می کنند .. دور و برت را دو دو تا چهار تا می کنند و دقیقا به میزان ناراحتی دیده شده بهت ناراحتی وارد می کنند .. یعنی پیش خودشان می گویند خوب اون مثلا در فلان روز فلان چایی رو فلان جا با فلانی خورد که من خوشم نیومد پس منم دقیقا فلان روز فلان چایی رو با فلانی می خورم که اون خوشش نیاد و در واقع انتقام معادلی می گیرند که جای اعتراضی هم نذارند البته دریغ از اندکی تفکر که تو داری کاری را از قصد می کنی و اون بدبخت اولی شاید اصلا قصد ناراحتی تو را نداشته بنده خدا ..

بعضی دیگر هم صبر می کنند .. حلاجی می کنند .. تحمل می کنند تا از میزان خشم اشان کم شود و بد خودشان را جای طرف می گذارند و سعی می کنند مثبت اندیش و عادل باشند و گاهی می بخشند و می گذرند و گاهی چندین وقت بعد که تاثیرات قضایا خوابید در لفافه ای نرم و در محیطی ارام اگر حرفش پیش آمد یاد طرف میاورند که خوب تو هم فلان روز کار خوبی نکردی و من کمی دلگیر شدم و یا حتی در این موارد دیده شده که حرفشان را می نویسند و کمی لبخند و غیره هم ضمیمه نامه می کنند تا کدورتی پیش نیاید ..

اما بعضی ها هم مثل من اند .. اصلا صبر و طاقت واژه های نامانوسی است برایش .. همان دم اول می روند اشک های قلبمه قلبمه اشان را کف دست فرد خاطی می گذارند و حرف دلشان را می زنند .. هرچقدر هم سعی می کنند بر این شور احساسات غلبه کنند خوب نمی شود .. یا اینکه حتی بلد نیستند چند تا لبخند ناز و الکی سوار هم کنند .. همان دیدار اول بعد از ناراحتی غصه دلشان را رو می کند .. و خوب آنوقت است که بسیار بستگی دارد طرف ات چه جور آدمی باشد .. و کدام یک از راه حل های بالا را پیش گیرد ..

اما خوب می دانی در نهایت بهترین روش برای هرکسی روش خودش است .. شاید برای ادم های با سیاست و زیرک و خنجر به دست روش من خیلی احمقانه باشد اما خوب برای من صادق ترین راه ممکن است چون خود خود من هستم که با همه احساساتم روبروی طرف می نشینم و حرف ام را می زنم هرچند همیشه هم ضررش را دیدم..

برای بعضی دیگر روش های غیر مستقیم بهتر است چون حس می کنند کم کم حالی طرف می کنند و طرف اگر بخواهد خودش میاد باز سراغشان ..

خلاصه نمی خواهم تحلیل کنم .. اما فکر کنم درس بزرگی که این روزها گرفته ام این است که باهرکسی مثل خودش رفتار کنم .. ادم ها تو را همون طوری تحلیل می کنند که طرز فکر خودشان است .. اگر به ادم دروغگویی با صداقت حرفت را بزنی جز اینکه در پس افکار مغشوشش دنبال سو تعبیر صداقت تو می گردند کار دیگری نمی کند و قطعا از صداقتت بر علیه خودت استفاده می کند .. ادم های درون گرا هم همین طور .. اگر حرف ات را بزنی حس می کنند جنبه نداری و نتوانستی این ناراحتی را قورت بدهی و داری با گفتنش مثلا بهشان توهین می کنی یا ناراحتی کوچک در حدی برای تو بزرگ و جدی است که داری بیانش می کنی چون رفتار خودشون جور دیگری است ..

خلاصه از همه این خزعبلات که بگذریم ادم ها بسیار پیچیده اند و من در نهایت می پسندم که حرف ام را بهشان بزنم .. دیگر عکس العملی که دریافت می کنم میزان درک و منطق و نزدیکی  دو ادم را نشان می دهد و اینجا نقطه عطفی است برای وارد شدن به مرحله جدیدی از رابطه که بهش شاید بشود گفت درک متقابل .. یعنی ادم هایی که همدگیر را می شناسند .. که رابطه اشان به بلوغ تازه تری رسیده ..

اصلا کی گفته همیشه هم چیز خوش و گل و بلبل و ناز است .. ما که نگفتیم ..

ما برویم شیر خنک و قندمان رو بخوریم .. شما هم سعی کنید بزرگ شوید .. تا کی می خواهید بچه هایی با رفتارهای بچه گانه در این پوسته سی و چندین ساله باشید ..

/ 3 نظر / 29 بازدید
پرستو

فکر می کنم بهش. ولی امیدوار نیستم که بتونم با هر کسی مثل خودش رفتار کنم. من هر چه هم که زور بزنم، آخرش همون رفتاری رو می کنم که خود خودم به صورت خام انجام می ده. می رم تو شکم طرف و حرفم رو ، چه خوب، چه بد می زنم. فقط سعی می کنم همینقدر که وقتی ناراحتم حرف رو رک و صاف بزنم، وقتی خوشحالم و طرفم رو دوست دارم هم همین کار رو بکنم. خیلی وقت ها این روش باعث می شه که آدم ها بترسن یا معذب شن و فرار کنن. ولی آخرش اون تعداد کم دوستی که برات می مونه آدم هایی هستن که صداقتت رو می دونن، می شناسن و محترم می شمرن. کسانی که می تونید با یک زبون مشترک با هم حرف بزنید و هم رو بفهمید و روز خوش و ناخوش رو تقسیم کنید با هم. نمی گم درسته این روش، شاید سه سال دیگه اینقدر تنها موندم که روشم رو عوض کردم. تا الان ولی فکر می کنم جواب داده.

مرجان

تحلیلتون خیلی جالب بود. من تقریبا همه این راهها رو امتحان کرد[نیشخند] ولی هیچ چی به گذشت و صبوری نمی رسه[گل]

حسین

من هم شیر خنک و قند خیلی دوست دارم[نیشخند]