::::::سروده همسر عزیزم:::::::

اینجا دلم گرفته و درمان نمی شود
جز با هوای خانه به سامان نمی شود

خوش کشوری است کشور کیوی نیوزلند
اما دریغ میهنم ایران نمی شود

باد بهار و سبزه و باران دلکشش
یک دم هوای دودی تهران نمی شود

این ماسه های ساحل و آن سبز خاک پاک
هرچند خوش، چو ساحل گیلان نمی شود

ماهی و چیپس و برگر و سوشی و مک دونالد
هرگز رقیب قرمه سبزی مامان نمی شود

زیباست جاده ها و همه سبز و با صفاست
لیکن چو کوره راه خشک سپاهان نمی شود

تنب بزرگ و کوچک و البرز و زاگرس
خاک من است و خوشدلی به جز از آن نمی شود

اما دریغ و درد که در عین خوشدلی
این هردو تنب بهر پای تو تنبان نمی شود

/ 15 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امشال

:) شاید من هم یه روز بیام اونجا! کیوی بخورم!

الهام

خیلی شعر باحالی بود. خیلی خوشم اومد[گل]

کیوان

ای ول بابا شما دوتا واقعا دگرگون شدید :) خیلی باحال بود

کیوان

راستی وبلاگ جدید مبارکه

شکیب

جواب شعرتون رو دادم بیاید ببینید[نیشخند]

مریمی

کی گفته شیراز شاعرپروره؟ شعرای نیوزلند رو ندیدینًً!!!

مصطفی

سلام شعر قشنگی بود البته شاعر می بایست تخلصش را منصور نیوزلندی میذاشت تا شعرش کامل بشه گر ان منصور نیوزلندی بدست ارد دل مارا به خال ایرانیش بخشند همه ئ گلپا را لطفا جهت سوغاتی دیوان منصور نیوزلندی برامون بیارید تا فیض ببریم به امید دیداری زود. طولانی و سبززززززززززززززززز

نگار

خیلیییییییییییییی باحال بود پس شماها هنوزم استعدادای کشف نشده ای داریییین از طرف من بهش تبریک بگوووووووو:D:

نگار

حتما برید وبلاگ دوستمون شکیب رو هم بخونید :)

بهرام

به قول شهر قصه "تاجر ور شکسته شاعر میشه " ولی تو که تاجر نبودی. خوب من هم باید اعتراف کنم که سالها پیش شعری در باره "عشق" گفتم که وقتی برای بانوی اول خواندم حتی مورد ریشخند هم قرار نگرفتم!!!!! همان جا بود که کودک درونم به من گفت "بابا بی خیال هنر برو حالتو بکن" !!!! حالا برای رو کم کنی هم که شده باید یه روز براتون بنویسم. شعر منصور هم قشنگ بود. منتظر بعدیش هستیم