برای کیت کتم

داشتم می رفتم چایی بریزم با کیت کت ام بخورم و گور بابای دنیا بگویم و بی خیال همه ادم های دوزاری شوم .. چه ادم های دوزاری دور و برم چه ادم های دوزاری دووور و برم .. به نظرم همه ادم ها مشکل دارند .. فقط فرقشان در پذیرفتن آن است .. خوب چه اشکالی دارد اگر اشتباهی که می کنید را بهش اعتراف کنید .. بگویید ببخشید .. من کردم و هیچ اتفاقی هم نیفتاد البته برای من .. طرفی که ازش معذرت خواهی کردم البته کم درکی خاصی داشت که نفهمید .. بگذریم ..

دیروز میزم را تمیز کردم و کلا صبح که رسیدم حس خوبی داشتم .. برای من اولین لذت زندگی تمیزی و مرتبی دور و برم است .. اصلا وقتی دستمال وایتکسی می کشم به جایی و برق می افتد به چیزها انگار زندگی شیرین می شود .. وقتی در کشویم را باز می کنم و لباس ها و تاپ ها همون مدلی که شش ماه پیش مرتب بوده اند هنوز مرتب و ناز کنار هم نشسته اند انگار دچار بهترین لذت های دنیا می شود .. البته حالا فکر نکنید خانه امان همچین دسته گلی است الان که دارم باهاتون حرف می زنم ها .. خوب نمی شود که بشود . هرچقدر هم وقت داشته باشی که من ندارم و هرچقدر هم بسابی همیشه یک جای کار می لنگد ..

فک کنم من دچار همین مشکل هستم .. اگر لذت های دنیا لیست استانداردی داشته باشد که مثلا اولین لذت انسانی فلان است و دومی فلان است و اخری بهمان برای من کلا لیستی چپ و چوله باید نوشت ..

برای من اولین لذت دنیا تمیز کردن و مرتب کردن و برق انداختن زندگی است

بعد بعد .. اهان خوردن غذاهای خانگی خوشمزه .. اصلا هم غذای بیرون نمی خواهم

بعد بیرون رفتن و چریدن و بازی های دسته چمعی و شاید در همین مرحله سرکار گذاشتن و کمی اذیت و ازار و شوخی و خنده با بر و بچ و دوستان

بعد شاید تیک زدن کارهای روزانه .. مثلا اگر قرار باشد برویم با دوستان سینما خوب خیلی خوش می گذرد به جای خودش ولی خداییش اون تیکی که توی تقویم کنار یادداشت "امشب سینما فلان ساعت فلان جا" می زنی لذتی جدا دارد که می شود نشست گاهی ساعت ها حالا نه اما دقیقه ها به این تیک ها نگاه کرد و حال کرد ..

البته یادم نرود که در لیست لذت های زندگی من هیچ لذتی بالاتر از انتقام نیست .. البته خودم چون دل رحمی دارم همیشه به انتقام فکر می کنم اما خوب هیچ وقت نمی گیرم اما خوب راستش بدمان نمیاید اگر حال کسی گرفته شود و ما بگذاریم پای انتقامی که می خواستیم بگیرم و در  دل بگویم حقت بود .. اما خدایی هروقت خواستم نفرینی یا دعای کجی روانه کسی کنم دست و دلم لرزیده .. نه اقاجان ما این کاره نیستیم خلاصه ..

حالا هم در راستای همین لذت ها خاک و خول دارد از در و دیوار خانه بالا و پایین می رود و هر روز که می رسم بهم دهن کجی می کنند .. دنبال یه روز می گردم که بیفتم به جان خانه و خوب همه جایش را خوب بسابم .. مخصوصا حالا که این مهمان کوچولو در راه است میاد یه وقتی می گوید این چه مامانیه من دارم .. پس کو آب و جارو و فرش قرمزی که قول داده بود ..

برم فعلا چایی بریزم برای کیت کتم* که خیلی هم پوست تمیز و براق و نایسی دارد ..

* Kitkat

 

/ 2 نظر / 8 بازدید
parastou

خيلي ماه بود اين نوشته

مضراب

چقد شبیه منی!