بازی مافیا

 برخی استدلال می‌کنند که بازی مافیا، شبیه ساختن آن چیزی است که در دنیای واقعی در اجتماع و سیاست رخ می‌دهد. آنان مافیا را شبیه سیاست‌ورزی و سیاست‌مداری می‌دانند به گونه‌ای که بازیگران این عرصه باید در فریب نخوردن و فریب دادن توانایی بالایی داشته باشند. در این بازی همچون دنیای سیاست هر فردی باید به شدت مراقب رفتار، گفتار خود و متهم نمودن دیگران باشد تا اکثریت بازیگران سوء برداشتی از او نداشته باشند.

این بازی به نوعی شبیه‌سازی فرایند دادرسی در دادگاه نیز هست که هر کسی در جایگاه وکیل خود باید در برابر یک قاضی بی‌طرف از خود دفاع کرده و شواهد و سرنخ‌های اتهام دیگران را رو کند و با استدلال دیگران را متقاعد کند که خود متهم نیست و کسی دیگری متهم است و در نهایت این هیات منصفه (متشکل از خود بازیگران) است که رای می‌دهد که آیا توضیحات و استدلال‌های آن فرد پذیرفته شده‌است یا خیر.

روش بازی 

این بازی نیاز به یک بازیگردان (خدا) دارد که خود بازی نمی‌کند و فقط مدیریت بازی را بر عهده دارد. وی ناظر بر اعمال تمام بازیکنان است. در ابتدا، بازیگردان (خدا) نقش هر یک از افراد را به طور مخفیانه مثلاً با پخش کارت تعیین می‌کند. در هنگام بازی اگر تخلفی رخ دهد بازی‌گردان (کدخدا) می‌تواند فرد متخلف را از بازی اخراج می‌نماید. بازیکنان بایستی تمام صحبت‌ها و حرکات‌شان را پس کسب اجازه از بازی‌گردان (کدخدا) انجام دهند. بدون اجازهٔ کدخدا کسی حق صحبت کردن را ندارد و برای سخنرانی کردن باید از کدخدا اجازه گرفته شود.

بازی‌گردان (کدخدا) در صورتی که متوجه تقلبی از یکی از بازی‌کنان شود بایستی دخالت کرده و بازی را متوقف کند.

بازیکنی که حذف می‌شوند باید از محوطهٔ بازی خارج شود.

وظیفهٔ اصلی کدخدا مبارزه با ترول‌ها (خرابکارها و متقلبان) می‌باشد.

 

نقش‌ها 

این بازی دو گروه عمده دارد که به قید قرعه مشخص می‌شوند:

  • مافیا ۲ نفر
  • شهروند ۳ تا ۵ نفر
  • کارآگاه ۱ نفر
  • دکتر ۱ نفر

دکتر (یا پرستار)، در فاز شب یک نفر را از خطر کشته شدن توسط مافیا نجات می‌دهد.

کارآگاه، می‌تواند هر شب هویت یک نفر را از خدا بپرسد.

در انواع دیگر این بازی، نقش‌های دیگری نیز وجود دارند:

کیلر، در فاز شب می‌تواند یک نفر را به قتل برساند. (نقش سفید)

رویین تن، کسی که در فاز شب بار اول(یعنی برای یک مرتبه) قابل کشته شدن نیست. (نقش شهروند)

ساقی، در فاز شب می‌تواند یک نفر را خنثی کند یعنی او را به شهروند عادی تبدیل کند. (نقش شهروند)

اسنایپر (یا تک تیر انداز)اسنایپر در فاز شب می‌تواند هر کسی که دلش می‌خواهد بزند. (درضمن نقش اسنایپر سفید است و در اول بازی گاد (خدا) مشخص می‌کند که چقدر تیر می‌تواند بزند.)

فراماسونبه تعداد پلیس‌هایی که یک دیگر رامی‌شناسند و از نقش همدیگر خبر دارند فراماسون‌های بازی می‌گویند. باید در فاز شب کسی را که فکر می‌کند شهروند است انتخاب نماید، اگر درست انتخاب کند آن فرد تبدیل به ماسون می‌شود، و اگر به اشتباه یک مافیا را انتخاب کنند تمام ماسون‌های بازی یک جا با هم حذف می‌شوند. (نقش شهروند)

در سطوح بالاتر نقش‌هایی مثل پدرخوانده، دان(رییس مافیا) هم اضافه می‌شوند. البته وجود این نقش‌های فرعی، مستلزم تعداد زیادتری بازیکن است.

شب [ویرایش]

خدا به بازیکنان می‌گوید که «همه بخوابند» که به معنای این است که همه بازیکنان چشمان خود را ببندند و سر خود را پایین بیندازند. سپس، با دستور خدا با عنوان «مافیا بیدار شود»، اعضای مافیا چشمان خود را باز می‌کنند و همدیگر را شناسایی می‌کنند. اعضای مافیا در هر شب، با اتفاق نظر باید یکی از شهروندان را به نوبتی که در شب اول تصمیم گرفته‌اند، به قتل برسانند. این کار باید بدون جلب توجه سایر بازیکنان (که چشمانشان بسته‌است) به طور هماهنگ و همزمان انجام شود و با اشاره انگشت به اطلاع خدا رسانده شود. اگر هماهنگی و نوبت رعایت نشود اعضای مافیا در کشتن شهروندان موفق نخواهند بود. طبیعی است که اعضای مافیا معمولاً کسی را می‌کشند که در پیدا کردن هویت افراد مافیا و قانع کردن بقیه در این زمینه موفق تر از سایرین باشد. حتی ممکن است در مواقع بحرانی، برای اعتبار دادن به حرف‌های دوست مافیای خود یا نقض حرف‌های یک شهروند باهوش، یکی از افراد خودی «مافیا» را بکشند و این گونه خلاقیت هاست که به پیچیدگی بازی می‌افزاید. پس از اتمام کارِ مافیا، خدا به آنها می‌گوید چشمان خود را ببندند (این کار معادل این جمله‌است: «مافیاها بخوابند»). در صورتی که بازی، دکتر، پلیس یا کاراگاه نیز داشته باشد، این افراد نیز به ترتیب به دستور خدا چشمان خود را باز می‌کنند و پس از انجام وظیفه خود مجدداً چشمانشان را می‌بندند.

ترتیب الویت اعلام اسامی در شب به ترتیب ذیل خواهد بود.

۱- دن (چون در شب تنها کسی است که قدرت داره و باید نقش خودش رو ایفا کنه دن می‌باشد) ۲- ساقی ۳- اسنایپر ۴- کاراگاه ۵- دکتر ۶- ناتاشا و..

لازم به توضیح می‌باشد که به ترتیب الویت خدای بازی باید اسامی رو دریافت و اعمال کند.

روز 

در این مرحله، خدا به بازیکنان اعلام می‌کند که چشمان خود را باز کنند و اتفاقات شب گذشته را به اطلاع آنها می‌رساند. اگر کسی توسط مافیا به قتل رسیده باشد، از این امر آگاه می‌شود و با گفتن وصیت از محل میدان بازی خارج می‌شود. سپس، بازیکنان می‌توانند با گرفتن نوبت از خدا شروع به صحبت کنند و استدلال خود را دربارهٔ هویت اعضای باقیمانده (بر اساس شواهد و رفتار گذشتهٔ آنان) بیان کنند. پس از اتمام صحبت‌ها، خدا برای حذف یکی از اعضای مظنون به عضویت در مافیا، از همهٔ بازیکنان به طور آشکار رای گیری می‌کند. برای تک تک افراد جداگانه رای گیری می‌شود و به چند نفر از کسانی که بیشترین رای را دارند اجازه صحبت مجدد برای دفاع از خود داده می‌شود. سپس یک بار دیگر بین این افراد رای گیری می‌شود و در نهایت کسی که بیشترین رای مخالف را دارد (تعداد بیشتری از بازیکنان مشکوک به عضویت او در مافیا هستند)از میدان بازی خارج می‌شود.

در ابتدای بازی تصمیم گرفته می‌شود:

۱- افرادی که از بازی خارج می‌شوند هویت خود را اعلام کنند یا ناشناس بمانند.

۲- در بازی وصیت کردن وجود داشته باشد یا خیر.

پایان بازی 

بازی زمانی پایان می‌یابد که یا تمام مافیاها حذف شوند (برد شهروندان)، و یا تعداد مافیاها و شهروندان مساوی شود (یعنی برد مافیا).

در صورت وجود نقش‌های سفید (بی‌طرف) در بازی، اگر بازی طبق روند فوق تمام شود اما نقش‌های سفید همچنان حذف نشده باقی مانده باشند، این نقش‌های سفید هستند که برنده می‌باشند.

ساده‌ترین چینش برای بازی 

برای شروع می‌توان از ساده‌ترین چینش برای بازی مافیا بهره برد، شرایط ساده‌ترین چینش به شرح زیر است:

۱- وصیت کردن مجاز نیست، و شهروندان پس از حذف حق صحبت‌کردن ندارند.

۲- پس از هر حذف در فاز شب در هنگام روز بعدی نقش بازی‌کن حذف شده توسط خدا اعلام می‌شود.

۳- برای بازی به ۸ بازیکن نیاز است. (۱ کدخدا ۱ دکتر ۱ کارگاه ۳ شهروند عادی و ۲ مافیا)

۴- بازی در مرحلهٔ یک شب آغاز می‌شود.

۵- مافیا امکان خودکشی (حذف یکی از یاران مافیایی خود) را ندارد.

۶- مافیا می‌تواند برای رد گم کنی و گیج کردن شهروندان هیچ‌کس را در مرحلهٔ شب حذف نکنند.

ابتدایی‌ترین روش بازی

برای پیروزی در بازی مافیا روش‌های متفاوتی وجود دارد، اما برای چینش فوق که ساده‌ترین نوع چینش بازی است، ساده‌ترین شیوهٔ عملکرد غالباً اینگونه می‌باشد که کارگاه خود را معرفی می‌کند اما دکتر سعی می‌کند پنهان بماند تا توسط مافیا شناسایی نشده و حذف نشود تا بتواند همچنان به درمان شهروندان بپردازد.

در مقابل مافیا برای آنکه مانعی برای کارگاه ایجاد کند اقدام به جای‌زدن دروغین خود به عنوان کارگاه می‌کند، در این بین این شهروندان عادی هستند که اهمیت اصلی را دارند و باید تصمیم بگیرند که به کدام‌یک از کارآگاه‌ها اعتماد نمایند.

 شخصیت‌های اختیاری (اضافه‌شونده):

 برخی از این شخصیت‌ها به نوعی‌اند که باید تعداد بازیکنان زیاد باشد، اما بعضی هم نه و می‌توان به همان تعداد معمولِ هفت هشت نفر هم به راحتی اضافه شوند. بعضی از شخصیت‌ها هم عنوان‌های موقتی هستند که تنها در یک دور بازی اِعمال می‌شوند و یک بازیکن، با هر شخصیتی که دارد، می‌تواند آن را هم به صورت اضافه داشته باشد. در ادامه هر کدام جداگانه توضیح داده می‌شود.

 

شهردار: هر روز صبح با رأی‌گیری یک نفر شهردار می‌شود و فقط در آن روز او صاحب دو رأی است.

کشیش: شهروندی که اعدام نمی‌شود (ولی توسط مافیا می‌تواند کشته شود). کشیش می‌تواند هر شب از خدا در بارهءنقش یک مرده سئوال کند. (مثل کارآگاه است، ولی برای مرده‌ها). گاهی این نقش به دو قسمت تقسیم می‌شود کشیش، که کشته نمی‌شود و پزشک قانونی که هر روز صبح می‌تواند نقش یک مرده را به بقیه اعلام کند.

دندان‌پزشک: هر کسی را انتخاب کند (که نمی‌تواند پی در پی یک نفر خاص باشد)، روز بعد باید یک چیزی مثل یک توپ‌پینگ‌پنگ یا یک میوهء نسبتاً بزرگ، مثلاً یک آلوی قطره طلا، در دهان بگذارد تا نتواند درست صحبت کند! یعنی شب پیش دندانش را کشیده!

رَدگیر: هر شب که بیدار شد به کسی اشاره می‌کند و خدا هم کس دیگری را که احتمالاً او (نفر مورد اشاره) بر روی وی عملی انجام داده نشان می‌دهد، طبعاً اگر شخص مورد اشارهء ردگیر یک شهروند عادی باشد، خدا هم به کسی اشاره نمی کند و به ردگیر می‌فهماند که نفر دومی در کار نیست. مثال: ردگیر به علی اشاره می‌کند و خدا به امیر. ردگیر می‌فهمد که علی یک شهروند ساده نیست و یا مافیاست یا دکتر است یا پلیس یا یکی دیگر از شخصیت‌های فرعی. صبح که شد ممکن است بر اساس گزارش خدا از شب پیش یا مثلاً کشته شدن آن نفر دوم پی به نقش کسی که به او اشاره کرده بود (در مثال ما علی) ببرد.

جاسوس (خبرچین): مثل کارآگاه است، منتها با افراد مافیا چشم باز می‌کند و می‌بندد (بیدار می‌شود و می خوابد)، در عین حال جزو شهروندهاست و برای شهر کار می‌کند و می‌تواند هر وقت که خواست کل اطلاعاتش را (یا فقط یک مافیا را، بسته به قرار) در اختیار مردم بگذارد. اما در صورت شک مردم، در همان اولین رأی‌گیری، جاسوس حتی با نصف (یا نصف منهای یک) آراء هم کشته می‌شود و رأی‌گیری قابل برگشت هم نیست (بعد از دفاع جاسوس از خودش تغییر نمی‌کند).

خائن: این نقش در واقع جزو مجرمین است و اگرچه ظاهراً شهروند است، ولی در تیم مافیا به حساب می‌آید و با آنها برنده می‌شود. خائن با مافیا بیدار نمی‌شود و در کشتن‌ها هم نقشی ندارد، اما با حدس این که چه کسانی مافیا هستند باید از آنها حمایت کرده و سعی در کشتن مردم در طول روز داشته باشد. مافیا هم اگر به شخصی شک کنند که خائن است او را به عنوان هم‌تیمی خود به حساب می‌آورند. واضح است که خائن هم با برگهء مخصوص خائن تعیین می‌شود و یک بازی یک خائن بیشتر ندارد.

شاهد (دختربچه یا بچه): شاهد کسی است که در همان شب اول (شناسایی) بعد از مافیا توسط خدا بیدار می‌شود و از هویت مافیا مطلع می‌شود. در شبهای بعد می‌تواند در نوبت بیداری مافیا، یواشکی زیرچشمی نگاه کند، با این شرط که اگر مافیا متوجه بشوند و لو برود در همان شب از ترس می‌میرد (به جز قربانی معمول مافیا.)

پدرخوانده: یکی از مافیاست که خدا او را به کارآگاه (و بقیهء نقش‌های جستجوگر و ردیابِ مشابه معرفی نمی‌کند). توجه کنید که پدرخوانده به تعداد مافیا اضافه نمی‌شود، بلکه یکی از همان تعداد مافیای توافقی است، یعنی باید از اول به جای یک مافیا روی برگه‌اش نوشته شود پدرخوانده.

قاتل زنجیره‌ای: او جزو مجرمین است، ولی مافیا را هم نمی‌شناسد. قاتل می‌تواند شب‌ها یک نفر را بکشد، ولی تعداد گلوله‌هایش محدود است (تعداد مقتولین یا همان گلوله‌ها طبق قرار بازیکنان و بسته به تعداد آنها تعیین می‌شود).

چریک (مأمور سرخود): دقیقاً مشابه قاتل زنجیره‌ای است با این تفاوت که او جزو شهروندان و طرف آنها است و سعی در کشتن مافیا یا قاتل زنجیره‌ای دارد. و البته او هم از نقش بقیه با خبر نیست و حدسی می‌کشد.

روانپزشک: می‌تواند فقط و فقط قاتل زنجیره‌ای و چریک را درمان کند و آنها را به یک شهروند عادی تبدیل کند. (یعنی هر شب به کسی اشاره می‌کند و اگر او قاتل یا چریک بود از فردا خوب می‌شود. طبعاً صبح فردا خدا این اتفاق را هم اعلام می‌کند.)

پرستار: در صورت کشته شدن دکتر، وظیفهء او را به عهده می‌گیرد و توانایی‌هایش مثل دکتر است، با این تفاوت که پرستار مانند دکتر نمی‌تواند خودش را درمان کند.

تروریست انتحاری (شکارچی): اگر در روز کشته بشود، یک نفر را هم به انتخاب خودش با خودش می‌برد. کشتن یک نفر دیگر برای این نقش اجباری است. این نقش جزو مردم و شهروندان است و طبعاً باید کسی را انتخاب کند که حدس می‌زند مافیاست.

ساقی (بارمَن، فـاح‍.شه): جزو شهروندان است و در شب فعالیت می‌کند. هر کسی شب پیش ساقی (بارمن) بوده باشد چنان مست کرده که دیگر نمی‌تواند هیچ‌کاری بکند (یعنی اگر مثلاً تنها مافیای باقیمانده را انتخاب کرده باشد، نمی‌تواند کسی را بکشد یا اگر دکتر باشد، نمی‌تواند کسی را نجات دهد یا کارآگاه نمی‌تواند پاسخی از خدا بگیرد و الی آخر). با عنوان فـاح‍.شه داستان اینطور می‌شود که او شب با هر کسی بخوابد، او را از کار و زندگی می‌اندازد!

هیپنوتیزور: جزو شهروندان است و هر کسی را که شب انتخاب و هیپنوتیزم کند، فردای آن شب نمی‌تواند هیچ حرفی بزند (حتی دفاع، یا وصیت)، فقط همان یک روز البته.

دزد: دزد می‌تواند هر گاه بخواهد نقش یک نفر دیگر را از او بدزدد. یعنی در فاز روز اعلام می‌کند که من دزدم و کارتش را با کارت هر کس که بخواهد عوض می‌کند. از اینجای بازی به بعد دزدِ سابق نقش تازه‌ای را که به دست آورده دارد و می‌تواند هر کسی باشد و آن کسی که کارت دزد را گرفته بسته به قراری که از ابتدا می‌گذارید می‌تواند دزد بشود تا بعداً او نیز همین کار را دوباره انجام دهد (که توصیه نمی‌شود، بازی بی‌مزه و سردرگم‌کننده می‌شود) و یا تبدیل شود به یک شهروند عادی.

دانشمند (پاک‌کننده): شب‌ها می‌تواند یک نفر را پاک کند و تبدیل کند به یک شهروند عادی (طبق قرار بازی‌کنان ممکن است فقط این خاصیت را در مورد کاراکترهای فرعی داشته باشد و روی شخصیت‌های اصلی عمل نکند که این بهتر است).

نَسب‌شناس: این کاراکتر در همان شب اول دو نفر را با هم فامیل یا هم‌خون یا دوقلو (اسامی فرقی نمی‌کند) اعلام می‌کند. این دو نفر ممکن است هر نقشی داشته باشند، اما در هر حال اگر یکی از آن دو بمیرد دیگری هم می‌میرد. از آن سو در پایان بازی اگر یکی، از مافیا باشد و دیگری از شهروندان، هر تیم برنده شده باشد، هم‌خونش هم برنده محسوب می‌شود.

هوچی (عوام‌فریب): جزو شهروندان است و تا وقتی زنده است روزی دو بار رأی‌گیری و اعدام صورت می‌گیرد. این نقش را فقط وقتی اضافه کنید که تعداد خیلی زیاد باشد، مثلاً حدود بیست نفر.

وکیل: شخصی را که وکیل در شب به عنوان موکل خودش انتخاب می‌کند، فردا نمی‌تواند اعدام شود، یعنی برای یک نوبت روز از کشته شدن مصون می‌شود.

مدیوم: می‌تواند شب‌ها از یک مُرده بپرسد که خودش یا یک مردهء دیگر چه کاره بوده‌ است. البته مرده‌ها هم همیشه راست نمی‌گویند!

فراماسون‌ها: جمعی از همه جور شهروند هستند که توانایی خاصی ندارند، فقط شب‌ها می‌توانند همگی بیدار شوند و حدس‌های خود را با هم در میان بگذارند (با ایما و اشاره). برای این نقش باید تعداد زیاد باشد. تعداد فراماسون‌ها نباید زیاد باشد، مثلاً سه یا چهار نفر. برای این نقش باید برگه‌های اضافه نوشت و دوباره بین بازیکنان پخش کرد.

روئین‌تن (جلیقه‌پوش): شهروندی که برای یک یا دو بار (یا بسته به قرار جمع هر چند بار) شب‌ها کشته نمی‌شود.

دیوانهء شهر: شهروندی که سعی می‌کند مردم را متقاعد کند که او را اعدام کنند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، آن شب مافیا می‌توانند دو نفر را بکشند.

نانوا: اگر نانوا کشته شود فقط سه روز برای شهروندان فرصت باقی می‌ماند تا مافیا را شناسایی کنند، والا از گرسنگی می‌میرند.

عیسی (مسیح، معجزه‌گر): می‌تواند اگر بخواهد یک مرده را زنده کند، (یعنی برگرداند به بازی با همان نقشی که داشته) تعداد یا فاصلهء معجزه‌ها را می‌توان در ابتدای بازی، بسته به تعداد بازیکنان تعیین کرد.

 قوانین اختیاری:

 اگر تعداد بازیکنان کم باشد، می‌توان از روش جان کندن استفاده کرد بدین ترتیب که در این روش هر بازیکن مقداری (یا تعدادی) جان دارد (مثلاً سه جان) و با هر بار کشته شدن (چه در شب و چه در روز) یکی از جان‌هایش کم می‌شود تا بمیرد. در این روش خدا باید لوح و قلمش دم دستش باشد! بدیهی است در این روش هم بنا به قرارِ جمع، مقدار جانِ باقیماندهء بازیکنان اعلام نمی‌شود تا وقتی که شخصیتی آخرین جانش را بکند و بمیرد!

 

بعضی‌ها ممکن است علاوه بر اعدام روزانه چیزی به عنوان به زندان فرستادن هم داشته باشند. یعنی با رأی‌گیری یا با نظر یک کاراکتر خاص (مثلاً یک قاضی) یک نفر را به اتاقی دیگر بفرستند. آزادی از زندان هم می‌تواند بر اساس رأی‌گیری یا نظر یک کاراکتر خاص (مثلاً همان قاضی یا یک شخصیت دیگر باشد). این قبیل قوانین کاملاً خلاقانه اختیاری و طبق توافق بازیکنان و امکانات موجود و دلایلی است که ممکن است خودتان داشته باشید.

/ 3 نظر / 56 بازدید
سارا

به نظر من این بازی خیلی بد و خطر ناکه و روی ارتباطات نزدیک و واقعی افراد تاثیر میذاره و باعث قضاوت های بعدی میشه. ما یکبار با یک عده این بازی را مردیم و کاملا قضاوت هامون در مورد هم عوض شد. مثلا دیدیم اونی که توی دنیای واقعی خیلی عارف و مهربونه چطور توی اون بازی تبدیل شد به یک آدم فروش. یا اون کسی که ما به عنوان ساده و صادق می شناختیمیش چنان همه را گول زد و گذاشت سر کار که حتی یکنفر هم نفمید جزو مافیاست. خلاصه این تیپ بازی ها شمشیر دولبه اند چون ر وی مکانیزم های روانی افراد کار می کنند .

محمد

مرسی![تایید]

تام

سلام اتفاقا همین اواخر بود که داشتم به این بازی که چندین سال پیش وقتی خیلی بچه بودم بازی کردم فکر میکردم! از اون موقع تا حالا این بازی رو زندگی کردم! کاش بشه با این بازی جامعه رو به بچه ها شناسوند تا درست فکر کنن! با اجازه تون من با ذکر منبع این مطلب رو تو وبلاگم میزارم! اگه دوست نداشتین لطفا بگین حذفش میکنم! لذت بردم از این مطلب واقعا!